![]() |
![]() |
|
| من اینجام..... اگه جرئت داری تو هم بیا...! |
|
ای که میپرسی نشان عشق چیست؟؟؟ عشق چیزی جز ظهور مهر نیست عشق یعنی مهر بی چون و چرا... عشق یعنی کوشش بی ادعا عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست عشق یعنی جان من قربان اوست عشق یعنی خواندن از چشمهای او حرفهای دل بدون گفتگو در خزانی برگریز و زرد و سخت...عشق تاب اخرین برگ درخت.... عشق یعنی روح را آراستن...بیشمار افتادن و برخاستن.... عشق یعنی زشتی زیبا شده عشق یعنی گنگی گویا شده عشق یعنی گل به جای خار باش پل به جای این همه دیوار باش عشق یعنی آهویی آرام و رام عشق صیادی بدون تیر و دام عشق یعنی برگ روی ساقه ها عشق یعنی گل به روی شاخه ها عشق یعنی از بدیها اجتناب بردن پروانه از لای کتاب
خیلی دوست داری بهت بگن سوهان روح؟؟؟؟؟ اگه یه جوری حس آزار وجودتون رو لبریز کرده و دلتون می خواد توی دنیای آدمها با همه فرق داشته باشید و به عنوان یه آدم بی مزه و سوهان روح شناخته بشید این راهها رو پیشنهاد می کنم: ۱.روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنید تا همه از خواب بپرن!! ۲.سر صبحونه اونقدر چائی تون رو به هم بزنید که انگار سنگ آب میکنید!! ۳.موقع خروج از منزل چنان در آپارتمان رو به هم بکوبید که شش تا همسایه از چپ و راست از جا شون بپرن!! ۴.جدول نیمه تمام دوستتون رو حل کنید!! ۵.وقتی عده ی زیادی در حال دیدن تلویزیون هستن مرتب کانال رو عوض کنید!! ۶.به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنید!! ۷.وقتی با بچه ها بازی فکری میکنید سعی کنید حتما ازشون ببرید!! ۸.فروشنده رو وادار کنید که شونصد جنس و رنگ و نوع مختلف از پیراهن هاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچکدوم جالب نیست!! ۹.وقتی دوستتون رو بعد از یه مدت طولانی میبینید بگین چقد پیر شده!! ۱۰.توی کنسرت موسیقی یا وسط فیلم بی موقع دست بزنید!! فعلا اینارو داشته باشید بقیه رو بعد میگم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 11:57 بعد از ظهر توسط مهرسان |
|
|
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی بی من از شهر سفر کردی و رفتی قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم تو ندیدی.... نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی چون در خانه ببستم دگر از پای نشستم گوئیا زلزله امد گوئیا خانه فرو ریخت سر من بی تو من در همه ی شهر غریبم من و یک لحطه جدایی؟؟؟؟ نتوانم.....نتوانم.....
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 8:57 بعد از ظهر توسط مهرسان |
|
|
می گویند در مصائب روزگار به دیده ی وهم و خیال بنگر تا از کثرت ان کاسته شود. اخر مگر میشود.... به هر دیده ای که بر ان مینگرم..روحم پر تالم تر می گردد... حسرت و تاسف و افسوس از گذشته های بی الایش... تاسف و حسرت از ایام از دست رفته.. روحم را فلج ساخته و عرق سوزانی روی پیشانی من نشانده... خطوط ماتم انگیز صورتم حکایت از ان دارند که در عین جوانی.... پیری فرتوتم شاید نشانی از مرگ......... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 7:0 بعد از ظهر توسط مهرسان |
|
|
با گریه می نویسم.... از خواب با گریه پاشدم.... دستم هنوز در گردن بلند تو اویخته است و عطر گیسوان سیاهت با لبانم امیخته است دیدار شد میسر و... با گریه پاشدم....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 6:30 بعد از ظهر توسط مهرسان |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 0:21 قبل از ظهر توسط مهرسان |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 10:37 بعد از ظهر توسط مهرسان |
|
|
ارزوهایم را به خاک می سپارم...
تا شاید از ان خاک سرد نهالی روید به بار نشیند... من که از گذران سالهایم چیزی حاصلم نشد... اما باز نفس میکشم... اما این بار نه به خاطر فردا...! بلکه به خاطر تپش قلب طوفانیه تو.... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 2:24 قبل از ظهر توسط مهرسان |
|
|
کدوم رو انتخاب می کنی؟!!!
..... اونی رو که خودت دوستش داری ... یا کسی رو که اون تو رو دوست داره...؟؟!!!! دوست دارم دلیلش رو هم به من بگی...!!!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 2:14 قبل از ظهر توسط مهرسان |
|
|
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم...
گرچه در خویش شکستیم صدایی نکنیم... پر پروانه شکستن هنر انسان نیست... گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم... یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم... وقت پر پر شدنش سازو نوایی نکنیم... یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند... طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 4:34 قبل از ظهر توسط مهرسان |
|
|
برای صرفه جویی در مصرف سوخت از خانم های عزیز خواهشمندیم
با اولین بوق سوار شوند....... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 8:29 بعد از ظهر توسط مهرسان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
فلفل دلمه شهر من من به تو می اندیشم انتی بوووی(ضد پسرا)حرف نداره ما دلمون میخواد مو به سر پسرا نباشه نفرت از پسرها احسان رضا دختر ماه بهامین امیر آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 |
|
RSS
|